این مطلب را یه مدت پیش توی نشریه دانشجویی سه نقطه دانشگاه پیام نور فیروز آباد خوندم که توسط یکی از اعضای نشریه نوشته شده بود. بهتر دیدم اینجا هم بزنم.
تهوع ناشی از نسل سومی بودن
جنگ
فرقی ندارد کجا اتفاق میافتد. فرقی نمیکند چه کسی جنگ را به راه می اندازد. فرقی نمیکند چه کسی پیروز میشود و چه کسی سرافکنده شکست میخورد.
"میتوانید از سرنیزه های تیز تختی بنا کنید اما هرگز نمیتوانید روی آن بنشینید."
ویلیام رالف اینج
باز هم جنگ
جایی درون یکی از نشریات پر طمطراق کشور از قول یک نسل سومی نوشته شده؛
آنهایی که برای دفاع از این مرز و بوم به جبهه رفتند طبق ایدئولوژی خود عمل کردند. و این تفکر قابل احترام است. پس لازم نیست از آنها یادی کرد!
باز هم جنگ
اینها نمونه ای از صحبتهای برخی نسل سومی های این مرز و بوم در رابطه با شهداست.
میخواستند نروند. کسی انها را مجبور نکرده بود. حالا هم که کشته شده اند تاوانش را ما نباید بپردازیم. در لحظات نبرد و کشت و کشتار از معنویت هایی که فیلمها به نمایش میگذارند خبری نبوده است.
باز هم جنگ
در صفحه نخست گوگل به دنبال یافتن عکسی از شهدا این جمله را -متاسفانه بدون کوتیشن- جستجو میکنم؛ (گالری عکس شهدا).
نتایج اولین صفحه جستجوی آنچه میخواستم اینهاست؛
گالری عکس دخترهای خوشگل
گالری عکس دخترهای تهرونی
گالری عکسهای خفن
گالری عکسهای (...)
باز هم جنگ
باز خوانی سه فاجعه
زمان: اسفند 84 مکان: دانشگاه صنعتی شریف
گروهی دانشجوی یاغی یا یاغی دانشجو (بخوانید دموکرات) در اعتراض به خاکسپاری اجساد سه شهید گمنام در مسجد دانشگاه صنعتی شریف، در محوطه دانشگاه به نمایشگاه عکس شهدا حمله و آن را با خاک یکسان میکنند، شیشه های دانشکده را خرد کرده با چوب و چماق به جان دانشجویان دانشکده حقوق میافنتد، اسم آن را میگذارنددموکراسی!و زیر پرچم وحشی گری های دموکراتیک خود، حرمت شهیدان را زیر سوال میبرند. مضروبین حادثه به حکم رهبری سکوت میکنند.
دو روز بعد، رئیس دفتر حزب تحکیم وحدت در دفاع از حادثه میگوید: "اگر با دفن پیکر شهدا میشد معنویت ایجاد کرد ائمه امر میکردند عزیزانمان را در خانه هایمان دفن کنیم!" (خبرگزاری آفتاب).
هر چه بگندد نمکش میزنند، وای به روزی که بگندد نمک!
در همان دوران، وبلاگ نویسی شاکی نوشت: هتک حرمت شهیدان و دانشگاه با وطن فروشی در کنگره آمریکا هیچ فرقی ندارند.
زمان: اسفند 86 ، مکان: دانشگاه شیراز
در پی اعتراض برخی دانشجویان دانشگاه شیراز به مشکلات صنفی، جمعی دانشجوی معترض در محل دانشگاه دست به اعتراض و اعتصاب غذا زدند. اعتراضات ادامه داشت تا اینکه زمان خاکسپاری شهدا در دانشگاه شیراز با تجمع دانشجویان معترض تداخل پیدا نمود. پنجشنبه 9 اسفند اعتراضات به پاس احترام به شهدا برگزار نشد و پیکر 5 شهید مطهر توسط هزاران نفر از مردم شیراز و دانشجویان در این محل به خاک سپرده شد. اما بعد از مراسم خاکسپاری، در جلسه برگزار شده فی مابین طرفهای درگیر جهت مذاکره و رفع مشکلات، یکی از معترضین پشت تریبون علنا اعلام کرد که "دانشگاه جای دفن شهید نیست". این اقدام با واکنش شدید طرف مقابل روبرو گشته جلسه تعطیل شد. شرح کامل واقعه در وبلاگ دانشجوی بیدار با پانویسی بدین مضمون:
"آرمانخواهی انسان مستلزم صبر بر تحمل سختی هاست. پس ای برادر خوبم برای جانبازی در راه آرمان ها یاد بگیر که در این سیاره ی رنج صبورترین انسان ها باشی."
شهید مرتضی آوینی
زمان: خرداد 87، مکان: دانشگاه آزاد اسلامی کرج
این بار اعضای انجمن اسلامی دانشگاه به دفن پیکر 5 شهید در کنار مسجد دانشگاه اعتراض کردند. خبرگزاری ادوارنیوز این اعتراض را عجیب شمرد. این انجمن در اعلامیه خود مبنی بر مخالفت با دفن پیکر شهدا در دانشگاه، برخی عوامل مخالفت خود را چنین برشمرد: حضور پررنگتر افراد غیر دانشگاهی و نظامی و شبه نظامی در دانشگاه. محدود شدن هر چه بیشتر فضای سیاسی دانشگاه. افزایش فشار به دانشجویان و ایجاد حساسیت های کاذب و نامعقول نسبت به رفتار آنان و اتهام به نادیده گرفتن حرمت شهدا. (کرج نیوز)
اصلا معلوم نیست دفن پیکر شهدا که حرکتی نمادین در جهت نشان دادن حفظ ارزشهای دفاع مقدس و بخاطر سپاری از جان گذشتگی های شهداست به کجای دانشجویان فشار می آورد! یا کدام قسمت از فضای سیاسی دانشگاه را محدود میکند؟ یعنی میخواهند بگویند با دفن پیکر شهدا در دانشگاه، بعضیها، عرق شرم بر جبینشان مینشیند و دست از یاغی گری خواهند کشید؟! بعید است. بعید است کسی که در صحن دانشگاه در حالت مستی عربده میکشد و طلب دموکراسی میکند با دیدن مزار شهدا چیزی به اسم عرق شرم او را خجل کند و منصرف از خبط و خطای خویش.
و اینک آخرالزمان...
و وارث به حق عدالتخواهی امام (ره) گفت؛
از اینجایی که هستم، از این دوره ای که میزیم، از این نسلی که نامش را روی من گذاشته اند حالم به هم میخورد که اگر قرار است کنار نام من و آنها، مشترکا صفت انسان گذاشته شود، همینجا رسما از مقام انسانیت استعفا میدهم.
اینها تهوع ناشی از نسل سومی بودن است.
نسلی که قهرمانان زندگیش مشتی ماتریالیست پوچگرای غربیند، نسلی که از مقام لیبرالیستی نسل خود فقط آزادی
عربده کشی و فسق و فجور در جامعه را میخواهد، نسلی که تمام شجاعتش در پاره کردن عکس رئیس جمهور مملکتش حین سخنرانی او خلاصه میشود، نسلی که تمام معنویت زندگیش را از شیطان به ارث برده و بس، نسلی عدالت خواه که اوج مشکلات جامعه بشری را فقط در حجم شکم و گران بودن قیمت نان سر سفره غذایش میبیند و منتهای آرمان مقدسش شبیه فلان خواننده رپ شدن است!
اینها... آینده سازان جامعه بشریند!
نويسنده اين متن:یاسر محبوب